الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

51

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

* پس غرض شيخ از ( نعم ذكر بعضهم : انّ موضوع الاصول ، ذوات الادلة . . . ) چيست ؟ اشاره به راى و ادعاى صاحب فصول و ديگران در اين مسئله است مبنى بر اينكه : موضوع علم اصول ، ذوات ادلّهء اربعه است ، يعنى ذات الكتاب ، ذات السنة و هكذا . . . و لذا ما در علم اصول از حجيّت و دليليّت اين ادلّه بحث مىكنيم ، بنابراين بحث از حجيّت ، بحث از عوارض و احوالات موضوع است و نه از خود موضوع . به عبارت ديگر : تمام مباحثى كه در علم اصول صورت مىپذيرد از قبيل مسائل علم اصول است . چرا ؟ زيرا به عقيدهء ايشان ، ذات دليل با قطع نظر از دليليّتش موضوع علم اصول است و لذا دليليّت از عوارض دليل به حساب مىآيد . به عبارت ديگر : ذات كتاب و يا ذات سنّت از موضوعات علم اصول‌اند چه دليليّت داشته باشند يا نه ؟ وقتى ذات كتاب و يا ذات سنّت موضوع علم اصول شد ، بحث از حجيّت آن مىشود و بحث از عوارض موضوع نمىشود از مسائل علم اصول و هكذا . . . حال : بلاشكّ بحث از اصل ثبوت موضوع ، بحث از مبادى است و نه مسائل ، منتهى چون برخى از مبادى تصديقيّه در علوم ديگر بحث و بيان مىشود ، در علم اصول به عنوان يك امر قطعى و مسلّم گرفته مىشود . امّا : چون برخى ديگر از مبادى تصديقيه ، در علم ديگرى بيان نشد ، در همين علم اصول بيان مىگردد كه از جمله مسئله حجيّت ادلّهء ظنيه از همين قبيل است كه همانند بيشتر مبادى تصوريّه در علم اصول مطرح شده است . * باتوجّه به رأى فوق بحث از حجيّت استصحاب و يا ساير ادلّه از مسائل علم اصول است يا از مبادى تصديقيّه ؟ به عقيدهء ايشان يعنى صاحب فصول بحث از حجيّت استصحاب و يا ساير ادلّه از مسائل علم اصول است و نه از مبادى تصديقيّه آن . چرا ؟ زيرا به نظر ايشان آنكه موضوع علم اصول است ، ذات الاستصحاب است و لذا بحث از حجيّت آن ، بحث از عوارض موضوع است و بحث از عوارض هم از مسئله اصوليه است و نه از مبادى تصديقيّه آن و به عبارت ديگر : 1 - ذات استصحاب موضوع علم اصول است چه حجّت باشد يا نه ؟ 2 - بحث از دليليّت و يا حجيّت استصحاب بحث از عوارض ذاتيه موضوع است . 3 - بحث از عوارض ذاتيه هم از مسائل علم اصول به‌حساب مىآيد .